مگو حرفی به من بزن که این رازی نهفته در پسِ حرفی نگفتهست. مگذار درددل بازکنم و دردسر شود.
از تو خواستم با صدای بلند دوستم بداری، چون میدانستم اگر جایگاهی در زندگی کسی داشته باشم، او هرگز در برابر دیگران وانمود نمیکند که تنهاست.
شما که او را ندیده اید
چشم هایش
چشم هایش
چشم هایش
باور کنید من هم سیر ندیدمش
چشم هایش نگذاشتند...