محمود دولت آبادی قشنگ گفت؛
«آنجا یک قهوه خانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای. چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله، همیشه عجله!
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام...»
امیدوارم کسی رو پیدا کنید که بدونه چطور دوستتون داشته باشه وقتی که غمگین هستین...
زمان میتونه مسکن خوبی باشه اما فقط
برای زمانی که فراموشی امکان پذیره!
بعضی وقتا بعضی آدما و بعضی روزا بعضی خاطرات اونقدر پررنگ ان که گذر زمان میتونه فقط دلتنگ ترت کنه و بیتاب تر!
Lena|لِنا
وقتی سر جلسه امتحان با خودت کیف میبری😂😐
من باید مراقب امتحان تون میشدم😂
Lena|لِنا
به یاد تمام رفقا:) . . .
كنوزُ الدنيا من بعدك ذرات غبارِ.
«و تمام گنجهای دنيا بعد از تو
ذراتِ غباری بيش نيستند...» 🌱