درواقع میخوام اسم این مدل رفتاری رو بدونم یا ببینم اگه کسی با همچین چیزی درحال مواجهه هست چیکارا میکنه
موقع شام داشتیم گل یا پوچ میدیدیم از فیلم نت و یهو متوجه شدم من همیشه از بازی های رقابتی بدم میومده ناخودآگاه. مثلا والیبال رو دوران دبیرستان خیلی دوست داشتم و باشگاه میرفتم ولی اون هم جالبیتشو از دست داد. چون نمیتونستم تحمل کنم سر یه بازی مسخره انقدر همه به هم بپرن و عصبی بشن، اون رقابته تو ذهنم ذره ای ارزش نداره. بعد تو ذهنم اومد شمال که بودم دخترای اطرافم خیلی همیشه بهم اعتماد داشتن و انگار نقش بزرگتر رو برای خیلیا ایفا کردم مثلا فلانی میومد بهم میگفت فلان دختره اذیت و بولیش کرده، من میرفتم مدرسش تا مثلا با بولیه برخورد کنم اما همین طرفو میدیدم و اون یاهام خوب برخورد میکرد نرم میشدم. بعد از یمدت از دردودلی که ترکیب با غیبت میشد متنفر شدم چون خیلی دید یک طرفه به قضیه بود و فهمیدم تا آدمه رو ببینم نرم میشم. اینجوری که یهو میبینیش میگی اِه اینم یه آدم معمولی مثل هممونه حتما وضعیت سختی داشته که فلان رفتارو نشون داده
خلاصه یا اینجوری که حتی تو منچ و مارپله هم اذیت میشدم اگه میبردم چون طرف مقابلم ناراحت و عصبی میشد. همیشه ترجیحم این بود ببازم و خوشحالی طرفو ببینم، بنظرم ارزشش خیلی بیشتر بود و هست
焚
موقع شام داشتیم گل یا پوچ میدیدیم از فیلم نت و یهو متوجه شدم من همیشه از بازی های رقابتی بدم میومده
این موضوع بدی های خودشو هم داره. انگار رسما تو ذهن بقیه زندگی میکنی و به همه چیز از دید بقیه نگاه میکنی. ناخودآگاه آدمو خودشو پایین میکشه چون بالا رفتن هیچ ارزش معنویای نداره