من بلد نیستم از عشق پشیمان بشوم
پای تو مانده ام آنقدر که ویران بشوم
منم و شهر حسودان ، منم و این همه بغض بغلم کن که در آغوش تو پنهان بشوم
ابرم و بر تن تنهایی خود می بارم
دوست دارم که بر اندام تو باران بشوم
باش و بی رحم تر از ارتش نازی ها باش
تا در اشغال تو یک عمر لهستان بشوم
من دیوانه به امید تو عاشق شده ام
تو بلد باش مرا تا کمی آسان بشوم
من خودم را بلدم غیر جنون راهی نیست
کمکم کن که در آغوش تو درمان بشوم
عهد بستم که کنار تو به پایان برسم
من بلد نیستم از عشق پشیمان بشوم.
_علی صفری
Sometimes you need the rain
To know you miss the sun
Sometimes you need the pain
To know it isn’t love
Sometimes the one you hold
You gotta let ’em go..
اگر زندگی ما معنایی داشته باشد
این معنا همان چیزی است
که ما به آن داده ایم
نه آن چیزی که حاضر و آماده
در اختیار ما قرار گرفته باشد.
Cherry stars
به خون آغشته ام ؛ آشفته ام ؛ ایرانم انگاری .. _حامد عسکری
همیشه زخم بر زخمم
همیشه رنج بر رنجم ..
به خون آغشته ام
آشفته ام
ایرانم انگاری ..
چه غریبانه تو با یاد وطن مینالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم..
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به چمن در فکنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم..
_هوشنگ ابتهاج