نوشته که قوی؟ هه، من جونمو گذاشتم وسط. تهشم مسابقه رو باختم، تا خود خونه اشک ریختم، فرداشم پا شدم رفتم سر تمرین. خواستم بگم منم همینطور.
ولی جدی آدم اگه بخواد کاری رو بکنه میکنه. اگه واقعا اراده کنه و تلاششو پشتش بزاره نشدنی در کار نیست. نمیگم که قراره همیشه برسی، چون بالاخره چیزی تحت عنوان جبر وجود داره. چیزی تحت عنوان شانس هست. حتی من باور دارم که یه وقتا یهسری نوسانات ماورایی میان و جلوی آدمو میگیرن تا نشه و نتونه و نرسه. ولی اینو فهمیدم که اگه کسی چیزی رو با توجه به شرایط موجود و چیزهایی که در اختیار داره از ته دلش بخواد و براش بزاره، هر دلیلی برای نرسیدن فقط بهونهست. اینام شعار نیست. حقیقته. متاسفانه حقیقت تلخه و همهی اونایی که غر میزنن از بابت جایگاهشون، فقط به خاطر تنبلی و اهمالکاری خودشونه که به جایی نرسیدن. واقعا نمیشه که انداختش تقصیر اینواون و دنیا و آره خلاصه.