eitaa logo
لئو
208 دنبال‌کننده
472 عکس
11 ویدیو
0 فایل
والا ما که ادعایی نداریم. دفترچه‌خاطراتمه. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_5phyd8j&btn=leo
مشاهده در ایتا
دانلود
شبیه شلغم کپک‌زده روی تخت اتاق نشستم و به هیچ‌کاری نکردن می‌پردازم.
شلغم رفته سالن و حالا یه شلغم مصدوم پخته‌ و فاسده.
خیلی ژولیده‌پولیده‌ و خسته و افسرده‌م. دیگه کشیدن بار سنگین خودم روی دوشم توقع زیادیه ازم. باور کن اگر از دست این حواشی و این مسابقه‌ی طلسم‌شده‌ی استانی خلاص بشم طوری میخوابم که مرده توی گور نخوابیده و طوری خودم رو از همه‌چیز کنار می‌کشم که انگار هیچوقت منی توی این رشته نبوده و نیست و نخواهد بود.
تو فقط دستت را بر شانه‌ام بگذار و خودت ببین که چطور سقوط می‌کنم و تکه‌تکه می‌شوم. دیگر آن تفنگ از برای چست؟ گلوله را به چه کار آورده‌ای؟ اینجا دنیاست یا آوردگاه؟ این زندگی‌ست یا جنگ یک‌تن به هزارتن؟ چه‌ خبر است اینجا؟
شدیدا بی‌ثبات و غیرقابل پیش‌بینی شده‌ام، مخصوصا برای خودم. کارهای احمقانه‌ای می‌کنم که نه سری دارند و نه ته و نه حتی وسطی. احساس را که از قبل نداشتم و حالا منطقم را هم از دست داده‌ام، مثل دیوانه‌ها هی اینطرف‌ و آنطرف می‌روم و به هیچ‌چیز چنگ می‌زنم تا همه‌چیز شوم. شک دارم حتی به این انسان بودن، به این نوع موجودیتم. کمی دیگر در این حال و هپروتم بمانم به یقین روانه‌ی تیمارستانم می‌کنند، همین نزدیکی هم هست، قبلا درموردش خوانده‌ام. بیمارستان اعصاب و روان محرری شیراز. نه طبعم شوخ است و نه این حرف‌ها مضحکه و مسخره‌بازی، حقیقتا در این برهه‌ی زندگی چاره‌ی دیگری نمی‌بینم. نیست آقا جان، چاره‌ای نیست.
ژان پل سارتر یه‌جایی میگه که، کاش می‌توانستم جلوی فکر کردنم را بگیرم. سعی می‌کنم. موفق می‌شوم. انگار کله‌ام پر از دود می‌شود. و باز از سر گرفته می‌شود. دود. فکر نکنم. نمی‌خواهم فکر کنم. فکر می‌کنم که نمی‌خواهم فکر کنم. نباید به این فکر کنم که نمی‌خواهم فکر کنم. چون این هم باز یک جور فکر است. پس هیچوقت تمامی ندارد؟ نه آقای پل‌سارتر، هیچوقت تمامی ندارد. هر تلاشی در این راستا مذبوحانه‌ است و بی‌جهت. من هم‌ همینطور. من هم همینطور.
خوب چیست، خوشی کجاست، سلامت کدام شیرمادر‌خورده‌ایست آخر؟