حرف میزدیم داشتم میگفتم شاید اصلا نباید امید داشته باشی که امیدت ناامید شه. شاد باشی که بعد غمگین شی. زنده باشی که بعد بمیری. چمیدونم. من که میگم به ابهامی که تو مسیر هست نمیصرفد. تو اگه مرده باشی که دیگه لازم نیست هی زرتوزپرت به این فکر کنی که از کجا آمدهای آمدنت بهر چه بود، به کجا میروی آخر ننمایی وطنت.
بعد میگن چته چرا همش غمگینی. خب خوشحال باشم که بعدش یهو غم شکل یه اژدهایبیشاخودم آتیش بکشه تو صورتم و پرتاب کنه تو درهی مرگ؟ مرسی ممنون ترجیح میدم یک انسان غمگین بیعاطفهی بهدردنخور بمونم وا.
امید داشتنم که خداروشکر شبیه این میمونه طنابو بندازی دور گردنت و منتظر بمونی یکی بیاد تق، بزنه زیر صندلی زیر و پات و ناامیدت کنه و تمام. گل، گل، باز میشه دروازهی برزخ به روی این بازیکن.
یکی نیس به من بگه چشمتکور دندت نرم میخواستی به دنیا نیای، حالا که اومدی دیگه ننال زندگی کن خاکبرسر.