eitaa logo
با من مدارا کن
239 دنبال‌کننده
546 عکس
14 ویدیو
0 فایل
خسته، خودخواه، بی شکیب. از این جهان فقط همین ها را برایم باقی گذاشته‌اند. با من مدارا کن. بعدها دلت برایم تنگ می‌شود‌. اینجا دفترچه‌خاطراتمه. هیچ‌گونه ادعایی هم در هیچ‌باره‌ای ندارم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_5phyd8j&btn=leo
مشاهده در ایتا
دانلود
عکس، عکس، عکس. ثبت کردن زندگی قبل از اینکه بمیریم.
به اصل مغایرت وجود و ماهیت رسیدم. مغزم آب رفت، قدش به درس نرسید. من هم نشستم و به خاطره‌ها فکر کردم. به بود و دیگر نیست‌ها. به رقصیدن بین آتش درحالی که گوش‌هایم را به چهارمین روز جولای سپرده‌ بودم. به این فکر کردم که به او بگویم دیگر سراغ خاطره‌های مرا مگیر، خاکستر گداخته را زیر و رو مکن، اما نگفتم. نگفتم که تفاله‌ی وجودش دیگر در استکان چایم جایی ندارد. در عوضش به گل‌‌‌های آفتابگردانی که روی دیوار آجر‌ی پیرمرد همسابه خوابیده بودند زل زدم و به خودم فکر کردم. به آرزوی محال. به اشتباه. به اشک. به آدم‌هایی که نه از آبشار چشم‌هایم، که از جهنم‌دره‌ی دلم سقوط می‌کردند. زندگی را هم. بگذار که نگویم چه شد. راستش ما ماندیم. ماندیم اما برد ازآن آنها بود که رود شدند و جاری. آنها که باد شدند و وزیدند و در پیچ‌و‌خم زلف یار گم شدند. ما ها هم شدیم ایوب، کاندر بلا شدیم مبتلا. پیوسته‌ دعامان این است که الصبر مفتاح الفرج اما کدام فرج، کدام صبر، پر شده‌ایم از این نیز می‌گذرد هایی که خوب می‌دانیم قرار نیست بگذرد. اتفاقا همه‌چیز دارد نمی‌گذرد. همه‌چیز طوری‌ست که اگر شعاع درد ما را در عذاب ضرب کنید به مساحت رنجمان می‌رسید. برسید. حساب کنید. ما ها که خسته‌ایم. کافی‌ست. دارم هذیان می‌گویم.
اخوان شدم، از جنس ثالثش، دیگر تا جنون فاصله‌ای نیست از اینجا که منم.
و ما را پناهی نیست.