eitaa logo
لئو
245 دنبال‌کننده
589 عکس
15 ویدیو
0 فایل
آینه‌ کجا بوده؛ نجات‌دهنده‌تان خداست آدم‌های دربه‌درشده. دفترچه‌خاطرات یک آدم بی‌ثبات. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_5phyd8j&btn=leo
مشاهده در ایتا
دانلود
حقیرانه‌ بود، قبول دارم. تکیه به دیوار زندگی‌ای زده بودم که دیوار نبود که، تار عنکبوت بود. با یک فوت وا می‌رفت و این پاهای خسته چه کوه‌هایی بودند که برجا ماندند. ماندند و رها نکردند و فعل رفتن صرف نکردند. هرکه دور گردون یک دو روزی بر مرادش نرفت و دنیا و دود و سوختن او را نساخت رفت. رفت و رفت و رفت. آدم‌ها آدمند دیگر. ما انگاری آدم نبودیم ولی.
آدم رها می‌کند و رها می‌شود و رها، رها، رها. آزاد و ما برای ما‌. کسی نیست. ماها خودمانیم. به هم برسیم و نرسیم دست‌آخر نتیجه می‌شود هجر و فراق و اشک. تنهایی همیشه بَرَنده‌تر است، بُرَنده‌تر است. نامه‌ی آخرم باشد و آخر نامه‌ام. سلام بی‌وجود. تنهایی زندگی را بمیر. خدا نگهت دارد تا این خرافه‌ی دنیای دیگر.
سرت را بالا بگیر دنیا. دست مریزاد‌. تو که تا اینجا آمدی. این جسم نحیف و روح ضعیف هم بیش از این ارزشش را ندارد. کار را آن کرد که تمام کرد پس تمامش کن. غلاف بشکن و مرا به دیرینه‌ آرزویم پیوند بزن. شمشیر در این قلب خاک‌خورده فرو بر، دستانت را به سرخی خونم بکش و به آسمان ببر. شاید که صدای قصه‌ام به گوش‌های سنگین ابرها برسد و ابری، بارانی، رحمتی. که جز این اگر باشد، اینطور بگویم. که این درخت‌ سوخته‌ی لبخند دگر سرو آزاده‌ی بلند نخواهد شد. و دیگر به هیچ نخی نمی‌توان لباس پاره‌پاره‌ی اعتماد را وصله‌‌وپینه کرد.
گوشه‌ی ورقه‌اش نوشته بود که آدم است و عشق. و آینه را فراموش کرده‌ای؟ ما زردروی بودیم و مگر به یاد نداری که حلاج می‌گفت عاشقان سرخ‌روی باشند؟ و چه به حق می‌گفت. ما جنگ زندگانی و عشق را در آن دم واگذار کردیم که برهان را حق ولایت دادیم و دل سرکوب کردیم. دیروقتی بود قلب در خاک داشتیم. ما همان‌گاه ترک هستی کردیم که پروبال ذوق چیده و ترس را بال و پر دادیم. تبر بر درخت رویاها زدیم و سر در خاک واقعیت فرو بردیم.
شاخه‌ به شاخه دارم واژه‌ها را حیف می‌کنم و تلف. کافی‌ست. دیگر نخواهم نوشت. به تسخیر شک در آمده‌ام. گم شده‌ام و یا شاید هم گمشده‌ام. گم‌گشته‌ی شکاک مردد. این هم از پایان.