هدایت شده از 𝘮𝘢𝘳𝘪𝘩𝘢 .
حالا دیگر زندگی به آدامسی جویدهشده میماند ؛ مزهاش رفته، فقط کش میآید ُ کش میآید ُ کش میآید .
هدایت شده از اَزهآࢪ
ولی یه جاهایی،آخرین بغل،آخرین خاطره،آخرین خداحافظی اتفاق می افته و روحتم خبر نداره:)))
هدایت شده از 𝘮𝘢𝘳𝘪𝘩𝘢 .
آنقدر شعر مرا خواندی و گفتی احسنت ؛
فکرت افتاد که شاید تو دلیلش باشی ؟
اگر میپرسی از حالم، دقیقا مثل بیروت است..
لبم آواز میخواند، دلم انبار باروت است..(: