- چنان دستم تهی گردیده از گرمای دستِ تو..
که این یخکرده را ازبیکسی، "ها"میکنم هرشب..(((:
شارِع ِالقَـمَـر؛
:")
- ای که گفتی عشق را از یاد بردن سخت نیست..
عشق را شاید ولی هرگز "مرا" نشناختی..(:
- تو نبودی..
خودم را برداشتم و تکاندم.
همه چیز از من بیرون ریخت؛
همه چیز؛ جز تو..
که به خوردِ جانم رفته بودی!
- امید آذر -