شارِع ِالقَـمَـر؛
در من غزلی اینک دنبالِ تو میگردد..(: «بهمنی»
بغلم کن که دلم بی تو؛بسی غم دارد..(:
«آناهیتا صدرا»
شارِع ِالقَـمَـر؛
:)))
عُمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم..
اکنون که پیدا کرده ام؛
بنشین تماشایت کنم..((:
بی تو من با بدنِ لخت خیابان چه کنم؟(:
با غم انگیز ترین حالتِ تهران چه کنم؟(: