زنده ام بی تو همان قدر که دارم نفسی؛
از جدایی نَـتَوان گفت به جز آهِ سخن..(:
چه زيباست به ياد آوردن تو؛
ميان اين همه شلوغى و خستگىهايم..(:
«ناظم حكمت»
گر تو زین دست؛مرا بی سر و سامان داری؛
من به آهِ سَحَرَت زلفِ مُشَوَّش دارم..(: