هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
اونقدری که شنبه داریم، جمعه و آخر هفته نداریم.
»ژنرال«
@farsitweets
تورا از من جدا کردند هرباری به ترفندی
یکی با خندۀ تلخش، یکی با برق چاقویش ..
من همان پنجرهی رو به خیابان بودم
که شبی بسته شد و رو به کسی باز نشد..
- مهدی فرجی -
اگر یک تکّه نخ و سوزن داشتم،
خودم را به تو میدوختم!
مثل دکمهٔ پیراهنت،
باوقار؛ سر برسینهات!
خوشبختترین دکمهٔ دنیا بودم،
درست روی قلبت...
«چیستا یثربی»
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بی کسی ٬ها٬ میکنم هر شب..(:
من هرسال موقعی که به قسمتای اخر سریال مختارنامه نزدیک میشیم و موهای مختار سفید میشه غصه میخورم😔😂