- آخرین بار که من از تهِ دل خندیدم
علتش پول نبود ، انعکاسِ جُکِ هر روز نبود
علتش ، چھره یِ ژولیده یِ یک دلقک ،
یا زمین خوردنِ یک کور نبود ، من بہِ
« من » خندیدم ! که چو یک دلقکِ گیج
نقش یک خنده به صورت دارم ، اما
دلم میگرید...
•°🌱
-فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْڪ...
مگَر جُز تُ...
پناھِ دیگري هَم دارم،
ڪھ بھ سویش بگریزم؛
حضرتِ صاحبِ دلم...؟!:)
#خدایالرحمٰن
••
.
من چمدانت را گرفته بودم
موجها را گرفته بودم
هفت و ده دقیقهی غروب را گرفته بودم
تو اما
از درون راه افتادی...!
#گروس_عبدالملکیان
.
•••
••
.
بسیاری عاشق، بسیاری معشوق
عاشق و معشوق؟
انگشت شماری..
#لاادرے
.
••