به غیرِ غم که عزیز و نگاه داشتنی است
جهان و هرچه دراو هست، واگذاشتنی است
صائب_تبریزی
محزنٌ هو الخریفْ،
والأكثر حزناً، أن تكوني أنتِ حاضرة
وأنا أتجول لوحدي على الأوراق،
حاملاً معي ذكراكِ.
شارِع القَـمَـر؛
محزنٌ هو الخریفْ، والأكثر حزناً، أن تكوني أنتِ حاضرة وأنا أتجول لوحدي على الأوراق، حاملاً معي ذكرا
«پاییز چه غمانگیز است.
و غمانگیزتر از آن اینکه تو باشی،
و من تنهایِ تنها با خاطراتِ تو قدم بزنم.»