دلم نازك چو خوی دلبران گردیده،
ایهمدم
ندارم طاقتِ حرفِ بلند، آهسته! آهسته!
شارِع ِالقَـمَـر؛
_
پشت درِ خیالِ تو باران گرفته است
فکری به حالِ این دلِ بی سر پناه کن..
هدایت شده از عموحامد .
من اینجوریم که وسط دعوا لکنت میگیرم اما بعد تموم شدن دعوا ، همهی راه های کوبوندن و با جذبه بودن و همهی حرفای حق میاد تو ذهنم.