به چشمانت نمیآید بفهمی رازداری را؛
بیا پنهان کنیم از هم
از این پس؛ بیقراری را..!
https://eitaa.com/azhar_1402/3053
مولودی و جناتِ خونَم افتاده بود حقیقتاً🤌🙂
تو نیم دیگر من بودی و ندانستی
چه داغها که به ایننیم دیگرت دادند!
حامد_عسکری