گمان مَبر که فراموش کردمت ، هیهات
زِ پیشـم ارچـه برفـتی، نرفـتی از یـادم..
من و توانِ بدونِ تو زیستن؟ هرگز!
تو دور باش!
تو کمرنگ باش! اما باش..
محمد_عزیزی
هدایت شده از - پُراَزخآلے -
شانه هایت ساعتی چند؟ بگو، میخرمش!
گاه خرجِ گریههایم سخت بالا می رود.
نمیدانم زِ منعِ گریه مقصدچیست ناصحرا
دلازمن، دیدهازمن، اشکازمن، آستینازمن..