شارِع القَـمَـر؛
-
غزلهایی که بر رویت اثر گفتی ندارد را
برای ماه میخواندم نظر میکرد پایین را..(:
هدایت شده از یه گَنگِ گُنگ🇮🇷.
کافـری؟ یا قٰـاتلی؟ یا از وجـودم خسته ای؟
روسری با رنگِ قرمز ؛ تازه کج هم بستـه ای!
شارِع القَـمَـر؛
رفتی ؟ کاش عطرت رو هم از روی لباسات میبردی
رفتی؟
کاش خاطراتت رو هم میبردی..
گاهی از خودم میپرسم چقدر شبیه او شدهای؟!
مگر ادعای عشق نداشتهای؟
همهی کتابها میگویند:
- بعید است عاشق، شبیه معشوق نشود..!
از قابلیت هایم اینه که
میتونم کسی که از خواب بیدارم میکنه رو؛
به قتل برسونم🤝.