من هر چه مولانا شدم ، او شمسِ تبریزم نشد . .
ای شمسِ ناتبریزی ام ، هرگز فراموشم نکن .
راه برگشتن به سویم را کجا گم کردهای؟
من برای ردِ پاهايت خيابانم هنوز...(:
سال هاست
منتظر آمدن
روزهای بهترم
ولی نمیدانم
چرا هنوز هم
دیروزها بهترند...
اگه یه روز حالت خیلی بد بود و نمیتونستی حرف بزنی ؛
بهم زنگ بزن و سکوت کن
من اونقدر به سکوتت گوش میدم تا خالی شی :)
شارِع ِالقَـمَـر؛
و ماذا عن خوفي من فقدان شیئ لا امتلكه من اساس؟
ترسم برای از دست دادن چیزی که اصلا ندارمش..