از<عشق> بیست سطر نوشتم.
محاصره ی ِ اخیر شهر
بیست متر عقب نشست...
(محمود درویش)
-
زیر باران ڪه به من زل بزنی خواهی دید
فن تشخیص نم از چهرهی گریان سخت است...
آمدی در دل و برخاست به تعظیمِ تو جان
بنِشین ورنه محال است که جان بنشیند..(:
- آغـوشِطُ ممنوعهترین
نقطهی شهر است
ما جَد و پدرجَد همه ممنوعه پسندیم🤍