کاش برایت نامه مینوشتم
افسوس که آدمی نمیتواند برای قلبش
نامه بنویسد..
•|دیدمماداک|•
از منتظر موندن،متنفرم.
منتظر موندن برا اینکه یکی بیاد؛
یا یکی جواب پیاممو بده؛
یا هرچی.
شارِع ِالقَـمَـر؛
_
- چه میکنی؟
+با خودم حرف میزنم.
-بعدش؟
+احمقی مانند ت می آید و سخنم را قطع میکند.
من تو را با خونِدل از یاد بردم لطف کن
هرکجا چشمت به من افتاد کجکن راه را..