من تو را با خونِدل از یاد بردم لطف کن
هرکجا چشمت به من افتاد کجکن راه را..
گاهی دلم را به رد پای خیالت هم
خوش میکنم؛
گاهی باید اینگونه دوست داشت..
روزگار است دیگر...
هدایت شده از هیچی .
امیدوارم پیوی آدمای مورد علاقتون تبدیل به تاریخ نشه و همیشه ساعتِ پیام بمونه.
شب که خلوت میکنی با زُحل و ناهید و ماه
تو بگو تکلیفِ این مُشتریِ منظومه چیست؟
رضا_ترکمان
مسئولِ ثبتِ احساس، نامِ " تو " را زِ من خواست...
گفتم به او: ببخشید، الآن " وضو " ندارم...!
حسینعلی_زارعی