مرا هنگام رفتن، در بغل کردی، ولی این کار..
دقیقا مثل بسم الله یک قصاب می ماند..(:
لامصب پاییز انگاری هر روزش غروبِ جمعه اس..
دیگه شنبه یکشنبه نباید بگیم؛
باید بگیم یه جمعه، دو جمعه، سه جمعه..
<دیالوگ>
شارِع ِالقَـمَـر؛
« لا يمكن الشعور بالوحدة إلا في الحشد. »
تنهایی رو فقط میشه تو شلوغی حس کرد. :)
اصفهان با آن همه وسعت شده؛ نصفِ جهان
یک وجب قد داری و کُل جهانم گشته ای..((:
هدایت شده از خانۀانتهایخیابان۲۴۵؛
یه جوری خستم انگار ۶ ماه از سال تحصیلی گذشته.