eitaa logo
لیلی
71 دنبال‌کننده
42 عکس
1 ویدیو
1 فایل
از گلوی لیلی به گوش جهان! ترکیبی از عشق و حسرت. برای لیلی بنویس؛ https://harfeto.timefriend.net/16659453749438
مشاهده در ایتا
دانلود
-می ترسم بهت صدمه بزنم لیلی. +صدمه ای نزدی تا الان، تلخی نبودنت و شیرینی بودنتو بهم فهموندی. و واقعا بودنت حس قشنگیه که تا الان با هیچ کس و هیچ چیزی تجربش نکرده بودم. و نبودنت بدترین دردی بوده که تا الان داشتم.
اونجایی ام که می دونم دارم اشتباه می کنم، اما اشتباهم رو دوس دارم.
جهان؟ چیزی بگو، حرفی بزن، کاری بکن، و نجاتم بده.
حتی اگر با تو مخالف باشم، در جبهه‌ی تو می‌مانم! پس نترس... -نامه آلبرکامو به ماریا کاسارس
جهان، با قدرت در برابر ورود تو می جنگم، و پَست می زنم. ازت فرار می کنم و پَست می‌زنم، می رونمت و پَست میزنم، نمی‌خوام در برابر تو و قلبم تسلیم بشم،‌ پس پَسِت می زنم.
تو رو از دور، دلم دید اما... نمی دونست چه سرابی دیده.
گفته بودم بی تو می میرم ولی این بار نه گفته بودی عاشقم هستی، ولی انگار نه
لیلی
گه مرا پس میزنی، گه باز، پیشم میکشی آنچه دستت داده ام نامش دل است، افسار نه!
جهانم! تغییراتی در درونم رخ داده است که از رسوا شدنِ آن می ترسم.
در آغاز سال نو در آغوش می‌گیرمت، و آرزو دارم سال قابل‌تحملی داشته باشی، چون تمایلی نداری درباره‌ی افسانه‌ی شادی چیزی بشنوی. تو آرامش مرا تحسین می‌کنی؛ اما این آرامش برخاسته از عمق وجودم نیست، بلکه از نیاز من به اندیشیدن صرف به دیگران نشأت می‌گیرد. هرچند، فرصت کوتاه است، کهنسالی زیر پوستم می‌خزد و مرگ شانه‌هایم را هول می‌دهد. تا به امروز حتی اگر لازم نبوده، تا حد امکان مفید فایده بوده‌ام، و مادامی‌که نفس در من باقی است، به اندیشیدن، سخن‌گفتن و کارکردن ادامه خواهم داد. برای کسی که به تلاش ادامه می‌دهد، مرگ نباید پیش از زمانی‌که فرسودگی درهای آزادی را می‌گشاید، فراخوانده شود. ژرژ ساند نامه به گوستاو فلوبر، ژانویه‌ی ۱۸۷۵، ترجمه‌ی گلاره جمشیدی
جهان میخوای یه چیز ترسناک بگم ؟ میتونم همین الان، بزارمت، برم هیچ وقت دیگ هم دستت بهم نرسه و حتی اتفاقی برخوردی باهم نداشته باشیم. تو بگو جهان وقتی انقدر راحت می تونم، چنین کاری کنم، چجوری میتونم عاشق شده باشم؟!