«زندگی خیلی دشوار و غمانگیز است. چطور آدم میتواند امیدوار باشد که خواهد توانست کسی را با نوشتن برای خودش نگه دارد؟»
-نامههای فرانتس کافکا به فلیسه
هدایت شده از شاید.
تو هیچوقت نخواستی کنارم باشی.
من خیلی تلاش کردم ، جدی میگم. خیلی سعیمو کردم ولی هردفعه به در بسته خوردم. نمیگم تموم اون درای بسته کار تو بوده ولی میتونم بگم پنجاه درصد از اون دراروپا تو بستی. با اطمینان میتونم بگم دقیقا وقتی که پشت در بودم تو چشمام زل زدی و در رو محکم توصورتم بستی. بدیه ماجرا اینه که این اتفاقا دقیقا درحالی بود که من انگار کیلومتر هارو با پای پیاده و حتی بدون کفش برای رسیدن بهت طی کردم ولی... گفتم که نخواستی،نشد.
نمیدونم چرا هنوز برات می نویسم؛ قطعا علتش این نیست که حسی بهت داشته باشم، شاید چون همیشه مخاطب نوشته هام بودی و شنیدیشون!