نمیدونم چرا هنوز برات می نویسم؛ قطعا علتش این نیست که حسی بهت داشته باشم، شاید چون همیشه مخاطب نوشته هام بودی و شنیدیشون!
من هر چه دیدهام، ز دل و دیده، دیدهام
گاهی ز دل بوَد گله، گاهی ز دیدهام.
سلمان ساوجی
وصلم به تو.
هرچند که مدتیه سیم هایی که ما رو به هم ربط میداد، اتصالی کرده، و باعث قطع شدن ارتباطمون شده، اما گوشه ای از من هنوز وصله به تو.
بهم گفتی اینجوری وصل بودن به درد خودت میخوره.
این ینی تو هم میخوای هنوز متصل بمونیم به هم؟
باید سیم هایی که ما رو به هم وصل میکنه رو بچینم و برای همیشه این اتصالات رو قطع کنم، اما ظاهرا این قطع کردن، باعث میشه گوشه ای از من هم قطع بشه.