کاکتوس: ما واقعاً دیت خاصی نداشتیم. رفیق بودیم، مینشستیم ساعتها حرف میزدیم. در مورد فیلم، در مورد کتاب و زمین و هوا و اکسهامون. یه روز بهم گفت میدونی من ازت خوشم میاد. گفتم منم. گفت نه، از یه جنس دیگه.گفتم منم! و الان ده ماهه داریم باهم زندگی میکنیم، بیتکلف و سختی.
براتون آرزو میکنم به خودتون بیاید و یکی رو دارید که ذرهِ ذره ی وجود شما رو میشناسه، بدون اینکه نیاز باشه ریز به ریز خودتونو براش شرح بدید.
Alireza GhorbaniAlireza Ghorbani - Parishani.mp3
زمان:
حجم:
11.4M
زلفِ یک خاطره در باد، پریشان میرفت؛
ارمیا: ما یکبار آسیب میبینیم اما این آسیب برای همیشه همراه ما خواهد بود.
زخمها هرگز تسکین پیدا نمیکنند. شاید برای مدتی مرهم درد را آرام کند اما دوباره با دیدن کوچکترین ناملایمتی سر باز میکند. من به جاودانه بودن زخمها باور دارم.
به قول کالین هوور
صدایت را از قلبم شنیدم!
صدا باید در گوش بماند،
و از آنجا شنیده شود،
اما صدای تو را از قلبم شنیدم.
ناگهان یک شب سراغم آمد و باخنده گفت :
نوش داروی تو ام ... با طعنه گفتم "زود نیست ؟!"
سجاد رشیدیپور