eitaa logo
رهایِش
472 دنبال‌کننده
345 عکس
52 ویدیو
5 فایل
no longer here
مشاهده در ایتا
دانلود
_ اونموقع ها که می‌نوشتم آدمها بیشتر دوستم داشتن + و اونموقع که موهات خیلی کوتاه بود _ و اون موقع که موهام خیلی کوتاه بود
حالا باز میگم من نیستم ، من مثل یک رودخونۀ پر خروشم که هیچ وقت نمیتونی مشتی ازش برداری و بگی آهان این رودخونه است این یک لحظه از منه
بابا بزرگم که مرد لباس هاش رو پاره شده برگردوندن خونه باقی لباس های هم شکل سفیدش هم روی بند حیاط بود ، جلوی چشم چند هفته همینجوری اونجا مونده بود بعد هم کامپیوترش رو جمع کردیم و گذاشتیم طبقه بالا ، خیلی رو کامپیوترش حساس بود که آسیب نبینه ، ما هم با احتیاط بردیمش تنها چیزی که مونده بود دو کمد آبی روشن پر از کتاب بود کتاب هایی که صفحه به صفحه تک تکشون رو گشتیم و گشتیم ولی وصیت نامه ای پیدا نکردیم کتاب ها هم چیندیم کنار کامپیوتر چندماه بعد خونه جوری بود که انگار او هرگز اینجا نزیسته یک سری خرت و پرت کوچیک مثل ام پی تری و هندزفری ها و خودکارهاش هم مونده بود که نفهمیدم چطور ناپدید شد چقد سبک رفت
بی توقع و بی تکلف و خالی ام
_ they treat me like I'm invisible + because you are _ what? + you are invisible
امروز از روز هاییه که کم آوردم ، دوباره خوابیدم روی تختم و سعی کردم هوشیاری رو از خودم بگیرم هنوز نتونستم از بند تختم جدا بشم بودم و نبودم مثل یک جسم بی جون اینجا افتادم
Did you ask for help?
Ask who
من گلدون خودمم تا حیات دارم همه چیز اوکیه
رهایِش
وقتی رویای بهشت رو دیدم این کنار گوشم بود