eitaa logo
رهایِش
335 دنبال‌کننده
330 عکس
53 ویدیو
5 فایل
no longer here
مشاهده در ایتا
دانلود
سکوت توی حلقش پرید.
حالا کجا میخوای قایم بشی؟
مسجد می‌خوام ، امیدوارم تهران برف بباره ، توی راه بمونم و مجبور بشم به مسجد پناه ببرم ، کنار بخاری یک جای خالی باشه
قلب کودکانه و سرکش و امیدوار من
این اتصال و این تنهایی ، در یک زمان . نگاه کن من رو ، ما همه ترسیده ایم ما همه ترسیده ایم ، همه شبیه بهم
″ کلمات ترکم می‌کردند ″
هرمان هسه یجایی تو کتاب دلتنگی ها و پرسه ها میگه گاهی شک میکنم هیچ آدمی بتونه طبیعت رو به اندازه ای که من زیبا می‌بینم زیبا ادراک کنه
هدایت شده از لحظه
از کنار گلدونی که پر از برف و یخ شده بود گذشتم و گفتم هی امیدوارم دووم بیاری
بی وقفه احساس بیهودگی میکنم از ساعتی که بیدار می‌شوم تا آخرین لحظه ای که هوشیارم زندگی خالیست ، کلمات متظاهر و پوچند حادثه ها بدون دلیل و بهم ریخته به نظر می‌رسند بی وقفه احساس بیهودگی میکنم زیبایی برف های تازه ، نظم قدم های کلاغ روی یخ ، نفس متراکمم که مثل شبح کوچکی از دهانم خارج می‌شود هیچ چیز حیات را در وجودم برنمی انگیزد (نمی نویسم؛ نمی نویسم و احساس بیهودگی میکنم )