| «حال من بد نیست و یعنی هیچ جای بدنم درد نمیکند؛ ولی اگر بخواهی حالم را عمیقتر جویا شوی باید به تو بگویم که بههیچوجه از زندگی خوشم نمیآید.»
#فروغ فرخزاد.
نامه یعنی نوشتن احساساتی که روی بوم دلت نقش بسته است؛ روی کاغذ آوردن بوسهها، مکتوب کردن کرمهایی که در کالبدت میاُفتد.
نامـه نوشتن همان چای تازهدم لاهیجان است که هیچگاه از دهان نمیاُفتد.
گفت : آدمی را دارید که وقتی از زندگی خسته شدید ،
شما را دوباره به زندگی برگرداند ؟
*" من از تو برایشان گفتم
| یه آقای میانسالی امروز بهم یه جمله گفت
که منو ازين چیزی که هستم قویتر ساخت ؛
گفت : دخترم تو داری برخلاف جریان رودخونه حرکت میکنی ،
پس باید قوی باشی و از چیزی نترسی .
| «مشکل آنجا بود که او هیچوقت این را نفهمید که آدمیزاد وقتی یک بار رفتن را بلد شود، برگشتنش دیگر هیچ ارزشی نخواهد داشت.»