نمیتوانم حرف بزنم که اگر حرف بزنم غرق خواهم شد. میدانم، میشنوم، میبینم؛ اما نمیتوانم چیزی بگویم.
ای کسی که وصال مارا ترک کردهای
و ای کسی که بر جدایی ما سوگند خوردهای
سوگند خود را بشکن و برگرد
ما ابلیس را برای این از خود راندیم که برتو سجده نکرد
و چقدر عجیب است که تو اورا دوست خود میدانی و مارا ترک کردهای:)
خیلی فکر میکنم؛ به چیزهایی که باید، به چیزهایی که نباید، به چیزهایی که اتفاق افتاده، به چیزهایی که اتفاق نیفتاده،به امروز،به فردا... خیلی فکر میکنم.