.
این سرِ میدان نگاه تر، دو لب خشک
آن سرِ میدان نگاه هرزه، لب هرز
- عباس تافته
ای کاش ك آب خوردن بعد از تو حروم میشد ؛
ای کاش ك این دنیا لب ِگودال تموم میشد ..
.
بر قتل تو فقیهِ دروغین بداد رای
ای کشتهی شیوخِ مقدسنما حسین
او را اگر که زنده شود باز میکشند
یک عده زاهدانه و با ذکر یاحسین
- محسن کاویانی
عاشورایحسینی
روایِ مقتل مینویسد : خنجر سنگین بود ؛ راهِ نفس را بندآورده بود ... حسین جان ، خواهرت بر سر میزد و میدید که محاسنت بر پنجهی قاتل گره خورده و سرت بالا و پایین میرود .
وای از دلِ زینب . 💔
.
پینههای دست و پا سر زد به پیشانی، عجب
کفر با پیراهن زهد و ریا برگشته است
خیمهی خورشید را دیندارها آتش زدند
آه! معنای حقیقت تا کجا برگشته است
- فاضل نظری