چه شد که بین زمین و زمان گمت کردم
اگرچه داشتمت ناگهان گمت کردم؟
هنوز قصه ما را شروع نکرده خدا
چه شد که اول این داستان گمت کردم؟
ای ساربان آهسته رو، با ناتوانان صبر کن
تو بار جانان میبری، من بار هجران میبرم
_سعدی
از جهان مانده فقط جان که مرا ترک کند؛
من چنانم که محال است کسی حال مرا درک کند.