« طلبتَ بيتاً، ففتحتُ لكَ الذراعين »
خانهای خواستی، به رویت آغوش گشودم .
_عبدالعظيم فنجان
.
هنوز خانهی لیلی پر از خدایان است
و استجابت رعیت به دست آبی اوست
سرم گداخته امشب بیا به قصد شفا
میان خلوت این روستا قدم بزنیم
- سعید مبشر
.
شَصت و سه سال زندگی ات، مهربان گذشت
با کیسه های وَصله ایِ آب و نان گذشت
برگرد رنج و درد بشر را نگاه کن
این زندگیِ سرد بشر را نگاه کن
از خانواده اَم همه عَبدُاللَهِ شما
از خانواده ات همه آقای من شدند
- علی اکبر لطیفیان
هدایت شده از - مطهره .
-
دلم را در هیاهوی ارادتها رها کردم
که آرامش بگیرد بین غوغای ضریح تو ..
ء / خلقت چه لایق است که صاحب عَزا شَوَد ؟
••• عالَم عَزا گرفته و صاحِب عَزا خُداست *
میان این همه بیکرانگی، قامت تو کوچک است.
اما ایستادنت، باشکوهتر از هر بیکرانگی!