دیدی آن را که ط ُخواندی به جهان ، یار ترین
سينه را ساختی از عشقش ، سرشار ترین
آن که میگفت منم بهر ِتو غمخوار ترین
چه دل آزار ترین شد ؛ چه دل آزار ترین ...
[فریدونمشیری]
من تا پای جونم میتونم بهت اهمیت بدم ولی وقتی قدرش و ندونی جلوی پام بمیریام از کنارت رد میشم.