هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛
آدما شبیه نوشته هاشون می شن بچه ها.
هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛
لیلی و مجنون پر از غم که حالا «مجنون» ازش شده جدا ((:
هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛
اون مرهم "گذاشته"بود روی قلب کسی.
هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛
اثری گذاشته روی زندگی
ادمای رنگارنگ دوران خودش
«قهرمان» شد واسه مردمشون
وسط زندگیِ بی رنگ و روح (((:
هدایت شده از پلوتوییهایِبیخانمان؛
حالا توی شهر غصه ها،مجنون کجاست؟
* انتشـاراتِلیـمو ؛ 🍋
-
روزها رفتند و من دیگر خود نمیدانم کدامینم
آن منِ سر سختِ مغرورم؟یا منِ مغلوبِ دیرینم؟
فروغفرخزاد