eitaa logo
* انتشـاراتِ‌لیـمو ؛ 🍋
486 دنبال‌کننده
994 عکس
613 ویدیو
2 فایل
بخشِ‌خصوصی 🚶🏻‍♀️ یه گریفیندوری ِخسته / محب‌علی / خوره‌کتاب ִֶָ☾ [ 🪿 👉🏼 https://daigo.ir/secret/s-limo8-ent ] در تضاد مشکی چشمان ِمن ، چشم تو را با هزاران حوصله ، با رنگ روشن آفرید [ : 🌀🤍 . 𐙚 حلال‌کنین🌟!
مشاهده در ایتا
دانلود
بزززززرررررگترین خواستم از خدا اینه فقط حداقل خانوادم بشناسنم حداقل فقط خانوادم
عکسای امروز اصلا خوب نشدن ناراحتم
چقد عجیب مملکت پیشگو میشگو داره؟ *تاریخ توییت مال دوسال پیشه
کاش کتاب بخونم خیلی دارم نمیخونم
انتشارات ِ🍋 ؛ پرونده ادبی ِ«دربین‌شیارهای‌مغزم» 🪶 لقب ادبی رهگذرِ نیمکتِ غروب کسی که انگار بیشتر از آنکه دنبال مقصد باشد، به مسیر و فکرهایی که در طول آن از ذهنش عبور می‌کنند توجه دارد؛ آرام، خلوت‌دوست و کمی دور از هیاهوی آدم‌ها. 📚 ژانر مناسب ادبیات درون‌گرا | درامِ نوجوانانه | رئالیسم شاعرانه داستانی درباره‌ی یک آدم معمولی با دنیایی نه‌چندان معمولی در سرش؛ پر از فکرهای پراکنده، لحظه‌های ساده، سکوت و چیزهایی که هیچ‌وقت بلند گفته نمی‌شوند. 🖋 نقل‌قول ««بعضی روزها اتفاق خاصی نمی‌افتد؛ فقط آدم کمی بیشتر خودش را می‌شنود.»» 📖 اگر شخصیت یک رمان بود... شخصیتی بود که عصرها روی نیمکت پارک می‌نشست، به رفت‌وآمد آدم‌ها نگاه می‌کرد و در ذهن خودش برای هرکدام داستانی می‌ساخت. نه غمگین بود، نه خوشحال. فقط انگار همیشه چند قدم با دنیای اطرافش فاصله داشت. و عجیب این بود که هرچه کمتر حرف می‌زد، درونش داستان‌های بیشتری اتفاق می‌افتاد. ✒️ نویسنده‌ای که احتمالاً با او جور درمی‌آمد هرمان هسه به‌خاطر شخصیت‌های درون‌گرا و جست‌وجوگرش و علاقه‌اش به تنهایی، خودشناسی و آدم‌هایی که بیشتر از دنیای بیرون، درگیر جهان درونی خودشان هستند. فضای آرام و کمی مرموز این چنل هم به چنین جهان ادبی‌ای نزدیک است.
انتشارات ِ🍋 ؛ پرونده ادبی ِ«𝑨𝒓𝒕𝒊𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆» 🪶 لقب ادبی تماشاگرِ پرده‌ی نقره‌ای کسی که دنیا را از قاب تصویر تماشا می‌کند؛ جایی میان سینما، هنر، شخصیت‌های فراموش‌نشدنی و لحظه‌هایی که گاهی یک نگاه یا یک لبخند، از یک دیالوگ بلندتر حرف می‌زند. 📚 ژانر مناسب ادبیات سینمایی | کمدی‌درام | هنر و فرهنگ عامه داستانی که قهرمان‌هایش از دل پرده‌ی سینما بیرون آمده‌اند و هر فصلش می‌تواند حال‌وهوای یک فیلم کاملاً متفاوت را داشته باشد. 🖋 نقل‌قول ««بعضی آدم‌ها قصه را تعریف نمی‌کنند؛ خودشان تبدیل به یکی از صحنه‌های ماندگارش می‌شوند.»» 📖 اگر شخصیت یک رمان بود... تماشاگر جوانی بود که یک دفترچه‌ی کوچک همیشه همراهش داشت و در آن، به‌جای اسم آدم‌ها، صحنه‌هایی را می‌نوشت که نمی‌خواست فراموش کند. برای او مهم نبود فیلم چقدر مشهور است یا داستانش چقدر پیچیده. گاهی یک لبخند، یک مکث یا چند ثانیه سکوت کافی بود تا یک صحنه را برای همیشه در ذهنش نگه دارد. شاید خودش هم نمی‌دانست، اما کم‌کم داشت از تکه‌های فیلم‌هایی که دوست داشت، داستان خودش را می‌ساخت. ✒️ نویسنده‌ای که احتمالاً با او جور درمی‌آمد میلان کوندرا به‌خاطر نگاهش به رابطه‌ی میان زندگی، هنر، خاطره و لحظه‌های ظاهراً ساده‌ای که می‌توانند معنای بزرگ‌تری پیدا کنند. فضای «Artiverse» هم بیشتر از یک صفحه‌ی صرفاً سینمایی، حس یک آرشیو از لحظه‌ها و شخصیت‌هایی را دارد که قرار نیست به این راحتی از ذهن محو شوند.
انتشارات ِ🍋 ؛ پرونده ادبی ِ«درچشم‌او» 🪶 لقب ادبی دلتنگِ پشتِ پنجره از آن آدم‌هایی که انگار احساساتشان همیشه کمی دیرتر از خودشان به زبان می‌آید؛ آرام، شاعرانه و پر از حرف‌هایی که ترجیح می‌دهند در یک جمله‌ی کوتاه پنهانشان کنند. 📚 ژانر مناسب رمان عاشقانه | درام احساسی | نثر شاعرانه داستانی که بیشتر با نگاه‌ها و سکوت‌ها پیش می‌رود تا اتفاق‌های بزرگ؛ پر از دلتنگی، خاطره و آدم‌هایی که هنوز چیزی برای گفتن به هم دارند. 🖋 نقل‌قول ««بعضی آدم‌ها از زندگی‌مان نمی‌روند؛ فقط از کنارمان به درون خاطره‌هایمان کوچ می‌کنند.»» 📖 اگر شخصیت یک رمان بود... کسی بود که همیشه می‌گفت «چیزی نیست»، اما تمام داستانش درباره‌ی همان چیزی بود که هیچ‌وقت به زبان نمی‌آورد. شب‌ها به پیام‌های قدیمی سر می‌زد، آهنگی را چند بار پشت سر هم گوش می‌داد و هر بار که به یک خاطره می‌رسید، چند ثانیه بیشتر مکث می‌کرد. او قهرمان داستانی نبود که همه‌چیز در آن به خوشی تمام شود؛ قهرمان داستانی بود که یاد می‌گرفت بعضی آدم‌ها را می‌شود دوست داشت، حتی وقتی دیگر کنار آدم نیستند. ✒️ نویسنده‌ای که احتمالاً با او جور درمی‌آمد فروغ فرخزاد به‌خاطر صراحت احساسی، تنهایی، عشق و آن نگاه شخصی و بی‌واسطه‌ای که در شعرهایش به تجربه‌های درونی دارد. فضای تصویری و دلتنگِ این چنل هم با جهان عاطفی شعر فروغ هم‌خوانی دارد.
انتشارات ِ🍋 ؛ پرونده ادبی ِ«آندر استارز» 🪶 لقب ادبی مسافرِ زیرِ ستاره‌ها کسی که انگار همیشه یک قدم از زمین فاصله دارد؛ میان آسمان شب، خیال و چیزهایی که هنوز در جهان واقعی شکل نگرفته‌اند. 📚 ژانر مناسب فانتزیِ شاعرانه | خیال‌پردازی | ادبیات معاصر داستانی آرام و خیال‌محور، با آسمانی پر از ستاره، آدم‌هایی که دنبال چیزی فراتر از روزمرگی‌اند و جهانی که مرز میان خیال و واقعیت در آن محو می‌شود. 🖋 نقل‌قول ««برای پیدا کردن بعضی رؤیاها، باید کمی از زمین فاصله گرفت.»» 📖 اگر شخصیت یک رمان بود... مسافری بود که شب‌ها روی بلندترین نقطه‌ی شهر می‌ایستاد و به ستاره‌ها نگاه می‌کرد؛ نه برای اینکه آینده‌اش را بفهمد، برای اینکه مطمئن شود هنوز چیزهایی در دنیا هست که نمی‌تواند توضیحشان دهد. همیشه چیزی برای کشف کردن داشت. یک شب دنبال ستاره‌ای می‌گشت که از بقیه پرنورتر بود و نمی‌دانست شاید تمام این مدت، آن ستاره فقط انعکاس یکی از آرزوهای خودش بوده. ✒️ نویسنده‌ای که احتمالاً با او جور درمی‌آمد آنتوان دو سنت‌اگزوپری به‌خاطر جهان خیال‌انگیز، نگاه شاعرانه و علاقه‌اش به ستاره‌ها، سفر و جست‌وجوی معنا در چیزهایی که در ظاهر ساده‌اند. حال‌وهوای «Under Stars» هم انگار از همان جنس جهانی‌ست که آدم در آن برای چند دقیقه از زمین جدا می‌شود و به آسمان نگاه می‌کند. ✦
* انتشـاراتِ‌لیـمو ؛ 🍋
بچه ها محدود شدم دوباره تعداد کمی مونده از چنل ها که دوستامن. اگه بازم کسی هست میتونه پیام بده