eitaa logo
* انتشـاراتِ‌لیـمو ؛ 🍋
433 دنبال‌کننده
788 عکس
461 ویدیو
1 فایل
بخشِ‌خصوصی 🚶🏻‍♀️ یه گریفیندوری ِخسته / محب‌علی / خوره‌کتاب ִֶָ☾ آشوب جهان و جنگ دنیا به کنار .. بحران ندیدن تو را من چه کنم :))‌ ؟ 𐙚 ناشناس | https://abzarek.ir/service-p/msg/4319412 حلال‌کنین🌟!
مشاهده در ایتا
دانلود
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وای حاجی بخدا اگه معلم زبانم ببعی بود حاضر بودم روزی سه ساعت سر کلاس بشینم
امروز ؟ واقعا روز باحالی بود . جز صبحش که تخیل کم اوردم نشستم به بافتنی . بعد رفتم فانوس و با بشارت رفتیم ده تا جا گرفتیم . بعد پرنا اینا اومدن بعد یهو حاج‌آقا خانی رو دیدیم و اینطوری بودیم که نه یا حضرت عباس ترکیب سمیه نه . بعد چرتایی که با زهرا نوشتم رو دادم بشرا خوند و اینطوری بود که حاجی چرا داستان نمینویسین شما . بعد معلم عربی پارسالمونو دیدم و وااااقعا واسشون ذوق کردم ریحانه کوچولو هم تا منو دید پرید بغلم 😭. بعد رفتیم از اقای داستانپور عیدی گرفتیم منم تصمیم گرفتم یسری چیزا رو بگم بعد دیدیم شلوغه کوچکم داشت مسخره بازی در می‌آورد رفتیم اونور . بعد اومدم بهشون گفتم کیم و چیم و اینا شروع کردن احوال بپرسن🤡. بعد از نماز پیش مامان سراج وایساده بودم تا اجازه ی سراجو بگیرم یهو صدای جیغی در گوشم پلی شد و پرنا ی احمق بود که ویس جیغ گذاشته بود تو ایرپادش بعدم با بچه ها رفتیم چهارباغ آش گرفتیم خوردیم عزیزم مهدی خوندیم بعد با سراج رفتیم بستنی گرفتیم نشستیم به حرف زدن و واقعا بهش نیاز بود . دوباره کوچک و زینب رو دیدیم رفتیم یه سر کتاب فروشی . داداشم یهو زنگ زد بیا بریم ماهم برگشتیم و اره خوش گذشتتتتت اهاااا شوکاهم بودددد