خدای من، خدای بزرگ، خدای عزیز، خدای بخشنده، خدای عادل، خدای مهربون، خدای رحیم، خدای بزرگوار، خدای سخاوتمند، خدای اعظم، خدای رحمان، خدای زیباییها، خدای قلبهای شجاع و ذهنهای توانا، خدای پاکیِ مادرمقدس، خدای نسیم بهاری، خدای گرمای آفتاب، خدای لبخند بچهها، خدای رایحهی گلها، خدای خندهی در اوج سوگ، خدای وصلکنندهی دوریها، خدای رویاهایی که واقعی میشن، خدای پیوند بهشت و زمین، خدای پاککنندهی گناه، خدای بینا، خدای شنوا، خدای قادر بر هر ناممکنی، خدای فراتر از تصور انسان، خدای من، خواهش میکنم.
هدایت شده از The Pale Baroness
روش خودکشی
علت استفاده از این روش :
بازی با پروردگار.
توی زندگیت شاهکار ترین کتاب هارو نوشتی، ولی هنوز به فروش نرفتن، فرمول هایی رو کشف کردی که هیچکس به ذهنش هم نمیرسید، ولی حمایت نشدی، به عجیبترین فلسفه ها فکر کردی، ولی همفکر پیدا نکردی. تو درک میکنی که "زودتر از زمانهای که باید متولد شدی"، برات مایه پریشانیه که زندگیات به صرف یک اشتباه شاید "الهی" تماما هدر رفت، پس برای اینکه متقابلا این اشتباه رو تلافی کنی، دست به گناه (کشتن خود) میزنی، چون برات موندن و رفتن فرقی نداشت وقتی افتخاری که نصیبت می شه برای زمانهایه که تو حضور نداری، بنابراین با شمشیری که نماد مقدسات بوده خودت رو میکشی.