تو از همهجا شروع میشوی؛
و من هر بار بداهه مینوازمت
از هر جای تنَت.
سبز آبی کبودِ من ، لَم بده
رها کن خودت را ، آب شو در آغوشم
مثل عطرِ یاس فراگیرمشو
بگذار یادت بگیرم
عباس معروفی.. )
عصر که میشود
نسیم نگاهت عشق را به قلبم
ارزانی میدارد
تا همه ی دیوارهای دنیا را برای رسیدن
به آغوشت
زیر پا بگذارم
آغوش باز کن
می خواهم به پای بوس
گنبد نگاهت بیایم
شهاب شهابی..)