بزرگ شدن، آنطور که همیشه فکر میکردیم نبود. قرار نبود همه چیز را بفهمیم، قرار نبود همیشه قوی باشیم، یا هر بار که زمین خوردیم، بلند شدنمان شبیه قهرمانها باشد. فقط قرار بود هر روز، با تمام خستگیها، دلیلی هرچند کوچک برای ادامه دادن پیدا کنیم. من هنوز باور دارم زندگی، با همهی بیرحمیهایش، یک روز، بیخبر از راه میرسد و تمامِ صبرهایی را که بیصدا تحمل کردهایم، به لبخندی آرام تبدیل میکند.