میدونید الان اتاقم شبیه اتاق یه کنکوری شده و پر از خودکار و دفتر و کتابه .
(شب قبل امتحان ریاضی)
و تو این شرایط فقط بخاطر لبخندای مامانم و خانوم دکتر گفتنای بابام که چشمشون به آینده ی منه ادامه میدم :)
میدونی وقتایی که استرس کارای دیگمو دارم بیشتر میای تو فکرم و تمرکزمو به هم میزنی :)