فکر کنم من واقعاً هیچکس رو یادم نمیره.
من هنوز اسم خیلی از همکلاسیهای کلاس اولم، آدمای رندومی که کلاً چند بار دیدمشون، اون خانومبزرگ مهربونِ محلهی قبلیمون و... یادمه؛
آدمهایی که سالهاست حتی بهشون فکر نکردم.
گاهی یه اسم میاد و میگم: «فلانی؟ آره، یادمه.»
بعد یه خاطرهی کوچیک ازش تعریف میکنم و بقیه با تعجب میپرسن:
«خورشید، اینو چطور یادت مونده؟»
نمیدونم...شاید مغز من بلد نیست آدمها رو دور بریزه.
خونه قبلی که نه خونه قدیمی و بچگیمکه تا هشت سالگیم اونجا بودیم، ما هزارتا خونه عوض کردیم
حرفت درست بود آبی.
یه روز میرسه که عینکتو میزنی، جلوی آینه وایمیستی و برای اولین بار از چیزی که توی آینه میبینی متنفر نیستی.
"گمـشـدهایدرـجنـگلکـاج²"
حرفت درست بود آبی. یه روز میرسه که عینکتو میزنی، جلوی آینه وایمیستی و برای اولین بار از چیزی که تو
فکر نکنم هرکسی متوجه این بشه...