eitaa logo
"گمـشـده‌ای‌درـجنـگل‌کـاج²"
29 دنبال‌کننده
33 عکس
13 ویدیو
0 فایل
☾ اینجا احتمالاً آهنگ، ۳ نصفه‌شب، بارون، تیکه‌کتاب، فیلم، عکس‌های تار، یه روح خسته و یه مشت فکرِ نصفه‌نیمه پیدا میشه. و یه مکان امن واسه ستاره‌ کوچولوها.☆ :⁦⁦نامه‌هاتون☆ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_u8xvliu&btn=پستچیِ‌نیمه‌شب؛
مشاهده در ایتا
دانلود
فکر کنم من دوست صمیمیِ هیچ‌کس نیستم. همه یه جوری دوستم دارن، ولی نه اون‌جوری که وقتی اتفاقی براشون می‌افته، اولین نفری که دلشون می‌خواد بهش بگن من باشم. بیشتر وقتا وقتی سراغم میان که کسی رو ندارن؛ وقتی با دوستشون قهرن، حوصله‌شون سر رفته، یا فقط می‌خوان یه‌چیزی رو برای یکی تعریف کنن. و من همیشه هستم. شاید برای همین هیچ‌وقت نفهمیدم انتخاب اول بودن چه حسی داره.
یه ستاره بیشتر واسه نیرا کوچولو.
و اینکه هنوز کامل نشده🌞
گمشده‌ای در جنگل کاج... از زبان خودت؛ ناگهان به خودم آمدم و دیدم گم‌شده‌ام. البته گم‌شدن در جنگل مسئله‌ی آزاردهنده‌ای نبود. چه جایی زیباتر از جنگل برای گم‌شدن؟ مسئله‌ی من گم‌شدن در خودم بود! اینکه نمی‌دانستم این من که درونم قرار دارد کیست و آنکه در ظاهر مرا می‌سازد کدام است؟ من گم‌شده بودم و هیچکس نمی‌دانست من واقعی کدام اسن و کجاست... من کجا بودم؟ لا‌به‌لای کتاب‌ها؟ فیلم‌ها یا سریال‌ها؟ لابه‌لای لبخند‌های مادرم؟ پرونده‌های بهم ریخته‌ی پدرم؟ جزوه‌های درسی برادرم؟ من واقعی کجا بود؟ چرا هرچه می‌گشتم پیدایش نمی‌کردم؟ مادرم می‌گفت هرکسی روزی خودش را پیدا می‌کند. مادرم نمی‌دانست من کجا هستم؟ شاید می‌دانست اما می‌خواست خودم یابنده‌ی واقعی باشم! و من امیدوارم که همینطور باشد... _سکوت نوشته_