اینجا یه حس غریب و آشنایی میده...یعنی انگار هم غریبه م هم آشنا..و حس خوبیه...دوستش دارم..
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_عهههه جاده خیلی ام جای قشنگییههههه
چطور دلت میاد آخه
+جاده داریم تا جاده..
من این جاده ای رو که دارم میگم از اول عمرم به طور متوالی داشتم طی میکردم هر سال چندبار. واسه همین واقعا برام طاقت فرساست..
بعدم اینکه ، دلیلی که داری بخاطرش اون جاده رو طی میکنی خیلی مهمه..وقتی یکی از بستگانت فوت شده و تو یه وضعیت بیخود و یه حال بد داری بلند میشی میری شهرستان و شیش ساعت راه و یه جاده تکراری و حوصله سربر رو طی میکنی..واقعا زجرآوره!
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
توروخدا یکی بیاد حرف بزنیم حوصله م کلا از بین رفته انگار..
https://daigo.ir/secret/324154056
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_سلاممم، باید پرسید حوصله کی سر نرفته
#sako
+به به سلام ساکوی عزیز..نمیدونم جدا..من واقعا الان نباید تو این شرایط حوصله م سر بره ولی خب رفته و واقعا نمیدونم چیکار کنم..هعیی.
چه خبرا دختر؟ خوبی؟
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_اومم این روزا حوصلمون سر رفته ولی وقتی مدرسه ها باز شه دنبال برگشتن به این زمانیم یجورایی خنده داره:)
هیچه هیچه هیچ!
بیکا
_خب گند زدم دستم رفت رو ارسال با اینکه پیامو کامل نکرده بودم😀👍
#sako
+هعییی.جدا خنده داره..ولی من ترجیح میدم برم مدرسه..
البته مدرسه ی بدون امتحان نهایی...مدرسه ای که اگه توش امتحانتو گند بزنی توی کنکورت تاثیرگذار نباشه..آره خلاصه..
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_اگر آدرس همچین مدرسه ای رو پیدا کردی مدیونی تو کل ایتا پخش نکنی.
خب یجورایی بنظرم زیاده خواهی انسانو نشون میده وقتی میریم مدرسه دلمون تابستون و تعطیلی میخواد و وقتی تو خونه ایم دلمون مدرسه و این فقط ما نیستیم که اینجوری ایم بنظرم آدم تو بالاترین مقام کیهان ام باشه بازم بیشتر میخواد و براش کافی نیست این این ذات انسانه کاریشم نمیشه کرد.
#sako
+هعییی..قطعا چنین مدرسه ای هیچ جا وجود نداره..
دقیقا همینطوره ، انسان کلا تو ذاتشه که دوست داره برتر و بهتر باشه و واقعا چیز غیرمنتظره ای نیست چون تو ذات تمام آدماست. کلا میگن انسان به چیزی که داری راضی نیست. این تو کوچیکترین چیزهای زندگی هم بسیار بسیار مبرهنه..یه مثال کوچیک بخوام بزنم از خودم یکی..ما تا دو سه سال پیش توی خونه ویلایی زندگی میکردیم و خب حیاط داشتیم ، تاب داشتیم ، حتی الاکلنگم داشتیم..کلا خوب بود خدایی..
بعد اکثر دوستام و همکلاسیام و... توی خونه های آپارتمانی زندگی میکردن ، منم همیشه میگفتم کاش ماهم بریم توی یه خونه آپارتمانی..بعدش گذشت تا حدود سه سال پیش ، ما اومدیم توی یه خونه آپارتمانی و حتی با اینکه ساختمون دو طبقه بیشتر نداره و ما طبقه دومیم..بعضی وقتا واقعا از بالا رفتن از همین چندتا دونه پله هم احساس عجز میکنم و اگه الان بهم بگن بیا بریم یه خونه ویلایی قطعا در لحظه اول قبول خواهم کرد...
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
_با این اوصاف فقط من نیستم که تو تعطیلات بهم خوش نمیگذره
غیر از درس خوندن چیکار کردی؟
من پادکست گوش کردم(تاریخی از نوع کریم خان زند و آغا محمدخان قاجار) کتاب خوندم فیلم دیدم و کلی خوابیدم...
زلا
+باز خوبه تو یه کار مفید کردی..من همون درسم نتونستم بخونم و نمیدونم قراره فردا صبح موقع امتحان قلمچی با چی مواجه بشم..
و واقعا وقتی برای کارای دیگه هم نداشتم..
باید بگم من از زمان تعطیلیا..خوابیدم ، غذا پختم ، ظرف شستم ، با فوت یه عزیزی مواجه شدم ، اومدم شهرستان ، حلوا درست کردیم و خرما چیدیم و بعدشم که رفتیم مراسم تشییع و تا حد عجیب غریبی گریه کردم..واقعا سخت بود..
و ازین سبک کارا که بنظرم بجز آخریا که بخاطر اون مرحوم بوده فایده ی معنوی ای نداشتن.
خوش گذشتن تو تعطیلاتم اگه بخوام بگم..واقعا نگذشت..اصلا..