هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
نمیدونم حالا واقعا میشه این کارو کرد یا نه. چون واقعا من نه مشاورم نه عقلم اونقد قد میده.
بنظرم برو با مشاور مدرستون در این رابطه صحبت کن...شاید اون بتونه بهتون کمک کنه.
هدایت شده از کلماتیچند.
📪 پیام جدید
یه مدت پیش یه ویدیو از عمو پورنگ و مامانش دیدم واقعاً غبطه خوردم به اون آرامشی که بینشون بود همش با خودم میگم کاش مامان منم واقعاً مامان بود:)
#دایگو
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
هعییی...غبطه نخور جونم همه مثل هم نیستن. گفتم که، هیچوقت نمیشه کسی رو با کس دیگه مقایسه کرد..
هدایت شده از کلماتیچند.
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/28442044/22561 هیچکس نمیدونه جز منو اونا ولی سه تا تجربهی خودکشی ناموفق داشتم با این حال بازم نمیخوان دستبردارن از این رفتاراشون دیگه گیر کردم واقعاً
#دایگو
هدایت شده از کلماتیچند.
📪 پیام جدید
تو مدرسه همهی معلمام از مین اول کاری فهمیدن استرسی ام ولی بهش که میگن میگه برای جلب توجه اینطوری میکنه:)) به کی بگم اینارو:))
#دایگو
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
اینو متاسفانه خیلیا بهش معتقدن و خب خیلی فکر کردم که چنین تفکری از کجا نشات میگیره اما خب هیچوقت نتونستم بفهمم...
هدایت شده از کلماتیچند.
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/28442044/22568 روم نمیشه حقیقتش:)) معاونمونم خیلی خانم خوبیه بچهها میرن باهاش در مورد این چیزا صحبت میکنن ولی من یک روم نمیشه چون به نظرم یه ضعفه برام که خونوادهم باهام رابطهی خوبی ندارن و دو هم اینکه چون دوتاشون معلمن و کادر مدرسه میشناسنشون نمیذارن اینکارو کنم میگن آبرومون میره
#دایگو
هدایت شده از "𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
وا نخیر چرا اینطوری باشه!! ببین آدما که خونوادشونو خودشون انتخاب نمیکنن. بعدم، همه آدما و خانوادهها مشکلات خاص خودشونو دارن و این قاعده از هیچکس مستثنی نیست و خب مشاور مدرسه هم موظفه که کمک کنه و هم موظفه که رازنگهدار باشه پس از بابت آبرو خیالت راحت باشه چون واقعا چیز عجیبی نیست که یه خانواده مشکلی داشته باشه.
و ابنکه اگه باهاش صحبت کردی بهش بگو که اگه خواست با والدینت صحبت کنه بهشون نگه که تو اومدی بهش گفتی، بهرحال باید یطوری وانمود کنه که خودش یه سری مشکلاتتو متوجه شده و تو مثلا تو هیچوقت اشارهای بهشون نکردی..
هدایت شده از کلماتیچند.
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/28442044/22572 باورت میشه یه بار سر کارنامه که من چندصدم از یکی کمتر شده بودم بعد مدرسه یه راست بردنم تو جاده و میخواستن ولم کنن؟ این قضیه مال دو سال پیشه هیچوقت التماسای خودمو یادم نمیره و البته مامانم که داشت به بابام میگفت ببر بندازش تو جاده و بابام که تند تر میروند
#دایگو