طرف میگه ما گدا نیستیم کالابرگ بگیریم.
ای کاش یه پادشاهی چیزی میومد سرکار معلوم میشد بالاخره گدا کیه. الان برای خودشون شاهی میکنن. حداقل کاش یکم مزه گدایی بچشن بفهمن چطوریه اینقد زر مفت نزنن.
حالا نه اینکه منم کشته مردهی کالابرگ باشما، ولی خب زورم گرفت که میگن ما گدا نیستیم. آره گدا نیستید..!
یه مشت گدای توجه. اه!!
نه اینکه همه ابله باشنا. ولی خب تحلیلگران گرانقدر ماشاالله انقد زیاد شدن دیگه آدم میمونه چی بگه.
بعضیا یطوری فاز میگیرن میشینن حرفای قلمبه سلمبه میزنن هرکی ندونه فکر میکنه طرف مثلا تو رشته علوم سیاسی و راهبردی و این چیزا تحلیل کرده یه چند سالی هم هست برنامههای پربازدید شبکههای مختلف دعوتشون میکنن برای اینکه درمورد شرایط کشور صحبت کنن تحلیلاشونو ارائه بدن و...
مثلا طرف میاد میگه نه من پزشکی میخونم تحصیل کردهم، بعد شروع میکنه تحلیل سیاسی. یا اون یکی مهندسه فکر میکنه خیلی بلده میاد برای من حرف میزنه. بابا خب بس کنید دیگه آخه. اه
خستهم شد از این وضعیت مضحک هرجا سر میکنی چهارنفر دارن عرایضشونو میفرمایند. یکی از اون یکی مسخرهتر. بعد یه سری دیگه هم نشستن تایید میکنن. فقط موندم اینا برای خودشیرینی تایید میکنن یا اینکه واقعا سطح درک و استدلالشون همینقدر پایینه.؟
اگر زور داشتم دیوارو مینداختم رو سرم. ولی خب متاسفانه توان جسمیم اونقدر زیاد نیست خب😔😂
قبلنا باکلاس بودیم اعصابمون خورد میشد آهنگ گوش میدادیم.
الان دیگه همون مرحله رو هم رد کردم الان فقط کشت و کشتار جوابه.
من همیشه آدمی بودم که واقعا سعی کردم در تمام زندگیم به دور از تعصب زندگی کنم و روی خطوط موازی ِ تعصب پیش برم. هرگونه تفکری رو سعی میکنم قبول کنم، قبول کنم نه اینکه بپذیرمااا، اینکه آقا مثلا فلانی فلان تفکر رو داره، و خب من قبول کنم که این وجود داره و اون طرف رو از خودم نرونم، طردش نکنم. بعضیا اینطوریان که؛ خب من و دوستان هممون با هم عقاید مشترک داریم، پس من و دوستام فقط با همدیگه میگردیم و بقیه رو تو جمعمون راه نمیدیم، یا مثلا من با کسی که عقایدش با من فرق میکنه دوست یا حتی همصحبت نمیشم، و کلا سرشون رو توی لاک خودشون نگه میدارن...
من واقعا سعی کردم هیچوقت اینطوری نباشم. واقعا از زمانی که عقلم به مرحلهای رسید که تونستم برای خودم تفکر مستقل داشته باشم هیچوقت تلاشی برای دور کردن بقیه بخاطر تفاوت عقایدمون نکردم و نخواهم کرد. بعضی وقتا من اشتباه میکنم، بعضی وقتا هم بقیه، تعامل من با افرادی که نظرات متفاوت با من دارن واقعا هم به من کمک میکنه که سطح تفکر و ادراکم رو بالاتر ببرم، هم به اونا کمک میکنه. کمک میکنه که اگر خطایی توی طرز تفکر و عقایدم دارم اصلاحش کنم، و همینطور اونها این کار رو بکنن. گاهی اونها من رو قانع میکنن و به من آگاهی میرسونن، گاهی هم من. و خب این واقعا خوبه...
خواستم بگم که ما با هر تفاوتی هم که داشته باشیم نباید از تعامل با هم پرهیز کنیم، تعاملات مختلف هستن که باعث رشدهای فردی و جمعی میشن و هم اینکه عواطف رو توی جوانب مختلف بروز میدن و به ما کمک میکنن عواطفمون رو بهتر بشناسیم، و هم اینکه روابط رو مستحکمتر میکنن و گسترهی ارتباطی ما رو افزایش میدن، نه برای اینکه فقط الکی با بقیه در ارتباط باشیم، برای اینکه روابطمون رو به صورت سالم و مسالمتآمیز پیش ببریم و به رشد فردی خودمون و هم رشد اطرافیانمون کمک کنیم.
بطور کل. تو هر موقعیتی هم که باشیم، حتی اگر یه جاهایی واقعا احساس تنفر مفرط هم نسبت به آدمای اطرافمون داشته باشیم، باز هم اون ها رو طرد نکنیم...آدمها همه یک روح هستند...این روح واحد رو نباید از هم گسست..
پ.ن: گرچه با تمام اینها، بازم دلیل نمیشه من تمام افراد رو عاقل و تمام عقاید رو محترم بشمارم. من عقاید خاص خودم رو دارم و با تفکر و استدلال بهشون رسیدم و معتقدم که درستن، با اینحال خیلی ها هم وجود دارن با تفکراتی که قطعا نه درست هستن و نه محترم. اصل مطلبم این بود که بخاطر یه سری اختلافات همدیگه رو طرد نکنیم و اتحادمون با آدمهای دیگه رو از دست ندیم.