«که چی؟» این سوالیست که حالا در همهچیز از خود میپرسم. تصور نمیکنم که به پوچی رسیده باشم اما خب دودستی هم به زندگی نچسبیدهام. خوشحال میشوم اما ذوقزده نه! هر دردی عادیست و هر خندهای عادیتر. شاید نهایت زندگی همین است. شاید بیهوده آن را در ذهنم عظمت دادم..؛
𝗗𝘂𝘀𝗸
مگر نه اینکه این پوست نازک عینِ آیینهی ترکخورده، هر تصویری را هزار تکه میکند؟ پس از من چه انتظاری
چه لذتی دارد این همه بودن در تنی که مدام نبودن را فریاد میزند؟
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونم که آخر یروز همه چیو ول میکنم و میرم یه همچین جایی ..